اگر بدانم که خواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم
اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد

برای ستاره زیبای قلبم عشق همیشگی من
اگر بدانم که خواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم
اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد

میگن دیوونست ، اگه دل ببندی تنهات میزارن ، اگه عاشق بشی دلتو
میشکنن ، با این حال باید لحظه ای را گریست ، دمی را خندید ،
ساعتی را دل بست و عمری عاشقانه زیست

غمگین است ؟ چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است ؟ اما افسوس ...
هیچ كس نبود همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره . اری با
تو هستم .. با تویی كه از كنارم گذشتی... و حتی یك بار هم نپرسیدی
چرا چشم هایت همیشه بارانی است!!!
زندگي آب رواني است روان ميگذرد... آنچه تقدير من و توست همان ميگذرد

با اشک تمام کوچه را تر کردم
ان شب که سکوت خانه دق مرگم کرد
وابستگیم را به تو باور کردم

پس هیچ لحظه ای از عمرم بدون اندیشه تو سپری نشد
اگر عمر من تنها یک شب باشد ارزو دارم همان یک شب را با تو بگذرانم
چرا که محبوب من:
این دنیا زمانی زیباست که در کنار تو باشم عشق من:
تمنای زندگی با تو را در دل دارم و دوست دارم هر شب در عشق تو ذوب گردم
من وابسته عشق تو شدم و دیدی که به عشقت پاسخ دادم تو اجازه دادی که
عشقت را در دلم احساس کنم پس:
با قلبم تو را صدا می زنم

برات می نويسم خدا نخواست ما با هم باشيم
ولی بدون اون روز روزه مرگ عشق منه

نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت
نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم .....
زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو
در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس
شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري

درياباتومهربان است فقط باتو و فقط تو هستي كه طعمه ي
امواجش نمي شوي تورم را پهن مي كنم تابدست بياورمت ولي نمي دانم
همين كه صيدت كنم ازخواب مي پرم ياتومانندرويايي شيرين پيش من خواهی ماند

تو قمار زندگیمون تو نباشی من می بازم
اگه باشی در کنارم با تو من مالک دنیام
بی خیال غربت و غم بی خیال نور فردام
دوستت دارم دوستت دارم توی دنیا تو رو دارم

آنان که باور کردند حتی دستی برای چیدن ستاره ها دراز نکردند...
اما...
اما باور کن...
که من به سوی دورترین ستاره ها دست یافتم و با این که دستانم تهی ماند...
چشمانم لبریز ستاره شد......

باشم مي خواهمت،
خواهم خواست، مي دانم نمي داني كه دوستت دارم.

عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم
درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني گوش خواهم داد بي هيچ سخني در
آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني در تو ذوب خواهم شد بي
هيچ حرارتي اينگونه شايد احساسم نميرد

چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است

زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو
بود.
زيباترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني تو بود.
زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود.
زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار تو بود.
زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود.
زيباترين هديه عمرم محبت تو بود.
زيباترين تنهاييم گريه براي تو بود.
زيباترين اعترافم عشق تو بود...!!!

خدايا به هر كه
اگر فکر که از پس رفتنت اشک میریزم اگر فکر میکنی که با نبودنت
لحظه هایم خالی میشوند
اگر فکر میکنی هر لحظه دلم برای بوسه هایت تنگ می شود
اگر فکر می کنی بی تو میمیرم
بسیار درست فکر کرده ای
خوب تو که می دانی نبودنت را تاب نمی اورم پس: بمان

شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ، براي ستاره ها ساز
دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از
پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور
انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را
شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي
ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت
بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام
تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم

دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم
خسته است، ولي دلم دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست.
دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد
.jpg)
زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه! تا وقتي كه
نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه! تا زماني كه تو
همسفر جاده زندگي من هستي! تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين
جاي دنياست براي من! من زنده هستم!
